تبليغاتX
رهــــــــــایـــــی
رهـايم نـكن

رهـايم نـكن

توی این درد رهایم نکن ...

Don’t leave me in all this pain

زیر باران رهایم نکن ...

زیر باران رهایم نکن ...

Don’t leave me out in the rain

برگرد و لبخند را به لبهای من باز گردان ...

Come back and bring back my smile

بیا و اشکهای مرا پاک کن ...

Come and take these tears away

حالا زمانی است که محتاج آغوش توام ...

I need your arms to hold me now

شبهای سختی است ...

The nights are so unkind

آن شبهایی را که در کنار من بودی، باز گردان ...

Bring back those nights when I held you beside me

قلب مرا نشکن ...

Un – Break my heart

بگو که دوباره عاشق من خواهی بود ...

Say you’ll love me again

این دردی را که

Undo this hurt you caused

با رفتنت و ترک من باعث شدی ...

When you walked out the door

آرام کن ...

And walked out of my life

اشکهایم را پاک کن ...

Un – Cry these tears

چه شبهای بسیاری اشک ریختم ...

I cried so many nights

قلب مرا نشکن ...

Un – Break my heart

خداحافظی غمناکت را پس بگیر ...

Take back that sad word good – bye

شادی را به زندگی من بازگردان ...

Bring back the joy to my life

مرا با اشکهایم تنها رها نکن ...

Don’t leave me here with these tears

برگرد و با بوسه ای این درد را تسکین بده ...

Come and kiss this pain away

نمی توانم روز جدایی مان را فراموش کنم ...

I can’t forget the day you left

دوران خیلی سختی است ...

Time is so unkind

و زندگی بدون تو خیلی بی رحم است ...

And life is so cruel without you here beside me

قلب مرا نشکن ...

Un – Break my heart

چه شبهای بسیاری که اشک ریختم ...

I cried so many nights

اشکهایم را پاک کن ...

Un – Cry these tears

مرا با این همه غم رها نکن ...

Don’t leave me in all this pain

قلب مرا نشکن ...

Un – Break my heart

بدون تو نمی توانم به زندگی ادامه دهم ...

Without you I just can’t go on

نمی توانم به زندگی ادامه دهم ...

Can’t go on

|+|نوشته شده در سه شنبه 1386/03/22 ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط       --رهــایــی-- |
رهايي از دامهايي كه خانمها مي گسترند

 

خواندن مطالب اين پست، براي كليه

 خانم هاي روي زمين ممنوع  است.

 

رهايي از دامهايي كه خانمها مي گسترند

 

زن ها فقط در پی شادی و خوشی نیستند. سیم کشی مغز آنها نسبت به مردان کاملاً متفاوت است—آنها در جستجوی ناسازگاری، کشمکش، غم، و بی ثباتی نیز می باشند. دوست دارند به خاطر هیچ دعوا به پا کنند. و از آنجا که می خواهند دائماً قوت قلب پیدا کنند، عادت دارند اوضاع را نا آرام کنند. آنها موجوداتی بسیار احساسی هستند. و به خاطر همین خصوصیات است که دائماً تله هایی برای مردان درست میکنند تا وفاداری و تعهد و انگیزه و علاقه ی آنها را بسنجند.


اکثر این تله ها، به شکل سوالاتی معصومانه پرسیده می شود. معصومانه؟؟ فکرش را بکن! در واقع این سوالات به این دلیل طراحی شده اند تا مردها را درمانده کرده و به افسوس خوردن بیندازد، چون مجازات شکست و درماندگی، بیرحمی است. این تله ها، مثل بازیهایی کودکانه به نظر می رسد که زن ها، مردها را مجبور به شرکت در آن می کنند. هیچ راهی برای فرار شما از شر این تله ها وجود ندارد، و تنها راهی که پیش روی شماست این است که بتوانید از این تله ها جان سالم به در ببرید.

این به آن معنی است که یاد بگیرید چطور از کنار حقیقت رد بشوید (یعنی دروغ بگویید!)،

چون وقتی زنی این سوالها را از شما می پرسد، مسلماً به دنبال یک جواب صادقانه نیست.

او خودش می خواهد که به او دروغ بگوئید—و وقتی شما این کار را می کنید، قادر خواهید بود که موقتاً او را ساکت کنید و کمی هم احترام و ارزش برای خودتان بخرید.


در اینجا به برخی از متداولترین این سوالها اشاره می کنیم. به همراه سوالات جواب های صادقانه و كودكانه بعضی از مردها و سوالاتی زیرکانه و دروغکی بعضی دیگر را برای شما آورده ایم.

 

 

   ....با ما همراه باشید....

 

ü ''به چه فکر می کنی؟''

 

البته خانمها كمي مغرورهستند. آنها تصور می کنند ماه و خورشید به دور آنها میچرخند. پس وقتی زنی این سوال را می پرسد، منظور واقعیش این است که: ''آیا الان داری به من فکر می کنی؟'' روانشناسی زنانه اش، او را وادار میکند که تصور کند که بر فکر شما حکمفرما است.

 

پاسخ های نادرست:

''داشتم فکر میکردم بازی کی شروع می شود.''
''اون دختر خوشگل که الان رد شد را دیدی؟''     
''شام''

 

پاسخ های زیرکانه:

''داشتم فکر می کردم امروز چقدر خوشگل شدی.''       
چقدر مرد خوش شانسی بودم که با تو روبه رو شدم.''  
''داشتم درمورد اون روزی که پارسال رفتیم پارک فکر می کردم، چقدر خوش گذشت.''


ü ''فکر می کنی من چاقم؟'' (به نظرت تو این لباس چاق به نظر می رسم؟)


منظور واقعی او این است که، ''با اینکه 5 سال است که دیگه پامو تو باشگاه نگذاشتم، فکر میکنی هنوزاز نظر جنسی جذاب هستم؟'' این سوالی بسیار پیچیده است، چون خودش می داند که چاق شده است. او از شما می خواهد که به او دروغ بگویید.

 

پاسخ های نادرست: 

''آره، باید وزنت را بیاری پایین.''

جدیداً متوجه شدم که رانها و شکمت چاق شده است.''
''نسبت به کی؟''

 

پاسخ های زیرکانه:

اول اينكه او را با چنان حیرت و شگفتی نگاه کنید، . که در شگفت باشید چطور حتی به فکرش رسیده چنین سوالی بپرسد.

به طور مستقیم پاسخ ندهید، درعوض مثلاً بگویید، ''تو زیباترین زنی هستی که به عمرم دیده ام.''


ü ''تو مجذوب چه چیز من شدی، هوشم یا جسمم؟''

این یکی از کامل ترین تله های زنانه است. منظور واقعیش این است که، ''آیا تو فقط از نظر جنسی مجذوب من شدی و منو فقط برای سکس می خواهی؟'' اگر به او جواب بدهید که به خاطر زیرکی و هوشش مجذوب او شدید، ناراحت شده و خواهد پرسید ''پس فکر میکنی که من زشتم؟'' و اگر هم بخواهید از ظاهر زیبایش تعریف کنید باز هم جوابی دیگر برایتان دارد.

 

 

پاسخ های نادرست:

نگاه پر طمعی به بدنش بکنید و از آن تعریف کنید.


پاسخ های زیرکانه:
ميدوني عزیزم چی منو مجذوب تو کرده؟ تو ترکیبی عالی از زیبایی و هوش هستی. من همه چیزت را دوست دارم.''


ü
''اگه میتونستی با یکی از دوستهای من رابطه داشته باشی، کدومو انتخاب می کردی؟''

این یکی از تله های قدیمی برای سنجش وفاداری شماست. خیلی باید دقت کنید تا با کله تو چاه نیفتید.


پاسخ های نادرست:
مشتاقانه جواب می دهید ''ندا'' و در ذهنتان صحنه هایی گرم و پرحرارت از دوستي با او را تصور می کنید.                               
بدتر اینکه جواب بدهید، ''انتخاب سختیه. نمی دانم ندا را انتخاب کنم یا شيرين را.''

پاسخ های زیرکانه:
تو آنقدر زیبا و جذاب هستی که من به هیچ وجه دوست ندارم با کس دیگری رابطه داشته باشم.''
''تاحالا درمورد دوست های تو اینطوری فکر نکرده ام. نمی تونم کسی را انتخاب کنم.''


ü
''دوسم داری؟''

منظور واقعی او این است که، ''آیا این رابطه در آخر به ازدواج ختم می شود یا اینکه من دارم وقتم را تلف تو می کنم؟'' یادتان باشد که خانمها به ازدواج و رابطه مثل کار و بیزينس نگاه می کنند و اگر ببینند رابطه ای هیچ فایده ای برایشان ندارد، راغب به ادامه آن نیستند.


پاسخ های نادرست:  
''بهت انس گرفته ام.''
''تا منظورت از دوست داشتن چی باشه.''
''فکر می کنم.''                                      


پاسخ های زیرکانه:

در اینجا هم باید تا می توانید از پاسخ مستقیم طفره بروید. پس مثلاً بگویید، ''تو کامل ترین زنی هستی که تا  به حال دیده ام. خیلی خوشحالم که در کنار تو  هستم.''                                   

 

ü ''تا حالا با چند تا زن رابطه داشته ای؟''

فکرهایی که در مغزش می گذرد سوالاتی هستند مثل، ''چطور توانسته ای با زنی غیر از من رابطه داشته باشی؟''، ''آیا هنوز به این زن ها فکر میکنی؟''، و ''آیا آنها شریک های جنسی بهتر از من بوده اند؟''


پاسخ های نادرست:
شروع کنید به دونه دونه شمردن و نام بردن.

 

 پاسخ های زیرکانه:

''یادم نمی آید عزیزم، چون از وقتی با تو آشنا شدم دیگه کسی برام اهمیت نداره.''


از تله ها دوری کنید.

 

دراینجا فقط به چند مدل از تله های خانم ها اشاره کردیم. تله های بیشمار دیگری وجود دارد که شما باید سعی کنید با احتیاط و دقت زیاد از آنها عبور کنید. یادتان باشد: اون به دنبال واقعیت نیست. تنها چیزی که از شما می خواهد این است که به او دروغ بگویید و او را از نظر روحی آرام کرده و اطمینانی دوباره به او بدهید. ولی حواستان باشد که اگر در جواب دادن دقت نکنید، به دام می افتید.


Source: mardoman.com

|+|نوشته شده در شنبه 1386/03/12 ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط       --رهــایــی-- |
خواستم اما نشد

myspace layout

اگر خيال داري دوستم بداري هم اينک دوستم بدار

حالا که زند ه ام.منتظرنمان تا بميرم ونا اميدانه

روي مشتي خاک اشک افسوس بريزي

و در حسرت کاش و اي کاش ها بماني

و از پس غروب از پشت ابرها و کوه ها

دنبال طلوع دوباره ام بگردي امروز دوستم بدار که فردا

خيلي دير است.

                                               ارغوان                                ۳/۱۱ /۱۳۸۶

myspace layout

 رهايـی                         رهايت ميکنم ...

اين بار من تو را رها ميکنم ... شايد بمانی ...

پيرمرد ساحل‌گرد را به ياد می آوری ؟؟؟

او بود که به من گفت ...

 رهايش کن ...

اگر برای تو باشد ... می آيد ... ميماند ... تا هميشه ...

  رهايش کن ... 

 به ياد بياور ... 

هر آنچه از تو نيست با تو نخواهد ماند ... 

نخواهد ماند که حتی طليعه شروع را با او ببينی ....

ميمانم و ميدانم ... که برای ديدن طلوع هرروز ... چشمهايت از آن من است ...

بمان ... که تا هرکجا که ماندن را معنيست ... ميمانم ...

                            ۲۷/۲/۱۳۸۶

myspace layout

خواستـم صدايت كنم امانشد

خواستـم رهايت كنم اما نشد

خواستم يك دليل براي بودنت

يا شايد براي نبودنت  اما نشد

دلم ميخواست صدايت كـه ميكنم فريادباشم

دلم ميخواست رهايت كـه ميكنم مرده باشم

ولي  افسوس نه فرياد بودم نه مرده

نه  صدايت  كردم  نه رهايت

                           ۱۷/۲/۱۳۸۶

  myspace layout

|+|نوشته شده در جمعه 1386/03/11 ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط       --رهــایــی-- |