تبليغاتX
رهــــــــــایـــــی
شيدايي
 
چگونه با تو آشنا شوم۰۰۰

وقتی من و سايه ام بيگانه ايم۰۰۰

من و خودم غريبه ايم۰۰۰

من و وجودم ناشناخته ايم۰۰۰

چگونه با تو آشنا شوم۰۰۰

از اين والگی رها شوم۰۰۰

من كه از بام غرور۰۰۰

سقوط كردم به ايوان جنون۰۰۰

كشف كردم خود را به سادگی۰۰۰

گريه كردم بر اين ديوانگی۰۰۰

نيافتم تسكين بر اين بيچارگی۰۰۰

پيدا نشد مرهم بر اين شوريدگی۰۰۰

چگونه از مرز شيدايی بگذرم۰۰۰

چگونه با تو آشنا شوم۰۰۰

وقتی من و خودم غريبه ايم۰۰۰
|+|نوشته شده در دوشنبه 1386/10/10 ساعت 6:0 بعد از ظهر توسط       --رهــایــی-- |