تبليغاتX
رهــــــــــایـــــی
شرح حال...

 

قلم در دستم و كاغذ روي ميز...
مي نويسم: شرح حال دل ، با خط ريز...
مي نويسم: نيست كسي كه بپرسد چرا در اين زمانه مردم پر از غم و دردند...
چرا مردم در گوشه اي براي
رهايي از زندگي به فكر مرگند ؟...

مي نويسم:كه سرود زندگي رفته از ياد...
مي نويسم:كه ديگر نمي توان در دلهاي مردم محبت را قرار داد ...
مي نويسم:كه چراغ خانه ها رو به خاموشيست...

مي نويسم:كه ديگر محبت و عشق رو به فراموشيست...
مي نويسم:كه ديگر نمي توان دلداد به كسي...
مي نويسم: كه نمي شود كشيد به راحتي نفسي...
مي نويسم: كه مهرباني ها از ياد رفته...
مي نويسم: كه دوستي و رفاقت بر باد رفته
...

|+|نوشته شده در یکشنبه 1386/11/28 ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط       --رهــایــی-- |