تبليغاتX
رهــــــــــایـــــی
رهايم کن..

رهایم کن
که می گردم،


رها از تهمت مردم،
رهایم کن


که بگریزم
به صحرا دل بیاوزیم
،


رهایم کن
که عشقمت بی نشانم کرد


کسی گفت گمراهم
،
به دوزخ می رود راهم


خداوندا
...   نمی دانم

چه کردم که گمراهم
اگر عاشق شدن


ننگ است
برای سینه ای که
تنگ است
!!


رهایم کن
که دیگر پاک
 پاکم

|+|نوشته شده در شنبه 1386/06/17 ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط       --رهــایــی-- |